|
می خواهم خودم را همینجا حلق آویز کنم.دلت خواست تماشا کن
|
هی... ها...هلا به خطّ جنون
هیهاتِ درد
عروسی خون
می زنم به طبلِ رعشه هی...هی ...ها...
می زنم به سینه ی دیوار
به حلق
شب توی شقیقه ام قد می کشد
شب توی شقیقه ام
قد می کشد صدای مبهمِ غیظ
هی...ها...هلا...مثلثِ تاریک!
خیس خونِ تازه ام به خدا مرگ!
یا مرگ!
یا مرگ!
قد قامت الهلاک
تعبیر این رکوع حرامی را از من بپرس
تعبیر این قنوتِ بی سر و ته را
از من بپرس تا صلاتِ سگ
که واعظِ این مناره ی مخروبم
درد از سرم پریده
خوبم...
خوبم...
دردی ندارم ات الّا مرگ...
یا مرگ!...
یا مرگ!...
هی...ها...هلا...
از من رگی بگیر
از من رگی بخواه
از من رگی بزن
زهرم بخواه
نبضی بدزد از حول و حوش گردنم
چشمی بدوز
کورم کن
قوسم کن...پرتم کن...دورم کن...
ببین که می رسم به کجا مرگ!
یا مرگ!...
یا مرگ!...
خطی به سمتِ تیغه ی ابرو
خطی شبیه متواری
زخمی شبیهِ کزاز
هاری...
از من بپرس تا صلاتِ سگ
که واعظم بر این مناره ی مخروب
والله شدید العقاب
وشدید النقاب
و شدید الهول...
و شدید الخواب...
و شدید الهق هقِ بی وقفه
و شدید الحیف
که معرکه ی من است این گوشه ی زنجیر و مار
بیا
تو هم بیا به تماشا مرگ!
یا مرگ!...
یا مرگ!...
یا مرگ!...
خون می رود ازمن به بوم های پر از سیب
خون می رود از من به نارنج کال
خون می رود از من به قهوه های عجیب
خون می رود به شمع
به عود
به آتش
مرتضی
مرعش
من ابرم...خونم به هوا مرگ!
یا مرگ!
یا مرگ!...
یا مرگ.