|
می خواهم خودم را همینجا حلق آویز کنم.دلت خواست تماشا کن
|
حالا به ذکرِ شرابم
به ذکرِ قرمز و ابرو
لب گرفته ی منگ
لب گرفته ی خیس
لب گرفته ی عجیبِ سرطانی
غلت غلتِ من است این پتوی مچاله
که پلکم تورا به دندان گرفته مثلِ خوابیدن
یا به دندان گرفته تو را مثلِ خوابیدن
لگد می زنم به سینه ی خودم
به سینه ی تو می چسبم
تشبیه ِ ملافه به موج
به سینه ی تو می چسبم
رسم الخطِ نیلیِ بغل
به سینه ی تو می چسبم
در لاله ی گوشِ تو گوشواره ای
به سینه ی تو می چسبم
بغض...
به سینه ی تو می چسبم
یعنی به ذکرِ شرابم
آبم
خوابم گرفته قرمزِ مخفی!
لب گرفته ی گیج
ماهی ماهی از تو می زنم بیرون
ماهی ماهی می زنم به دریا
می زنم از لبِ تو بیرون
به سینه ی تو می چسبم
یعنی به ذکرِ شرابم
خوابم
آویزِ لاله ی گوشم
به سینه ی خودم لگد می زنم:
اسبم...
لب گرفته ی سرطانی،
به سینه ی تو می چسبم...